فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول
خوابگزارى 16
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى )
صفت را نسبتى است كه باز اصل آن كار خواند . پس هركسى كه تأويل آن اصلها و صفت اصلها برگيرد تا بشناسد و روى آن بداند پس او را نسبت باز گوهر آن برد كه اصل تأويل است و هيچ خوابى برو پوشيده نشود و روى و گشتن او بشناسد . باب اندر ادب عبارت پس چون مسألهاى پيش تو آيد كه اندر تأويل او خالى بود كه واجب كند كه بر خداوندش بپوشى چنان كه او را خواهرى بود يا دخترى يا زنى كه اندر كار نابايست بود و تو اندر خواب بدانى اندر روى [ او مگوى ] ، ليكن اندر [ a 9 ] ميان سخنان پنهان كن تا او بداند و پندارد كه تو ندانستى كه چه گفتى مگر گناهى مىكند يا بخواهد كردن . پس او را از آن كار آگاه كن و بند و ستر او را پوشيده دار بر ديگر مردم . و آنچه خداى عزّ و جلّ سرّ كسى پوشيده كرد تو آشكارا مكن و كس را مياگاهان و اگر چى ترا پرسند ، كه اگر جزين كنى خداوندان خواب را به خصم كرده باشى و دانش خويش را تباه كرده و فسوس كرده و خداى تعالى آن دانش را از [ تو ] بازستاند . باب اندر بدانستن خواب گزاردن گفت راز خويش اندر مسألهاى پراگنده مكن تا قياس آن بدانى كردن و روى بيرون آوردنش و مايهء او بدانى و طبع خداوندش آن چنانكه ياد كرديم پيش ازين . چون اين معنى بدانستى بتوانى دانست كه اندر آن خواب چه كرده است و چه آورده . پس اگر ازين آفتها كه ياد كرديم پاكيزه بينى و هر سخنى اندرو آيد درست و راست بود و سازنده با حكمت بدانكه تأويل آن درست است . و شنيدم كه پسر سيرين همچنان كردى ، و چون او را مسألهاى پرسيدندى زمانى اندرو